أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

64

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

بود و بديگر لغتها استدلالى ، و اين قول ابو هاشم است و جماعتى محققّان ؛ ابو القاسم بلخى گفت : خداى تعالى خبر داد آدم را به اين نامها و او ياد گرفت آن را بمدّتى نزديك از فهمى و حفظى كه خداى تعالى او را داد پس باقى اسماء را بر اين قياس كرد تا هر چه مشاكل آن مسمّى بود اسمى مىنهاد آن را كه لايق او بود و معنى اين قول راجع است با خلق علم ضرورى ، قولى ديگر آنست كه خداى تعالى آدم را خبر داد بنامهاى چيزها بر آنچه دانست كه اصطلاح خواهند كرد اهل هر لغتى ، ربيع انس گفت : كه آن نامهاى فرشتگان بود ، ابن عباس و مجاهد گفتند كه : نام جملهء چيزها بود حتّى القصعة و القصيعة تا نام كاسهء بزرگ و كاسهء خرد ، و بيشتر مفسّران برآنند كه بلغت تازى بود ديگران گفتند : بهمهء لغتها بود ، قتاده گفت : عرضهء نامها كرد بيك روايت ، ابن عباس گفت عرضهء مسمّيات كرد . اين عرضه چگونه بود بيشتر مفسّران برآنند كه بيافريد و عرضه كرد و گفت : بگوئيد كه نام اين چيزها چيست و در اخبار آمده است كه چون خداى تعالى خواست تا فضل آدم بفرشتگان نمايد بفرمود تا منبرى در آسمان هفتم بنهادند و بر بالاى آن كرسى قدس بنهادند و فرشتگان را حاضر كرد و آدم را فرمود كه تا بر آن منبر شد و بر سبيل امتحان گفت فرشتگان را : « أَنْبِئُونِي بِأَسْماءِ هؤُلاءِ » ساليان دراز است تا شما اين چيزها مىبينيد مرا خبر دهيد بنام اين چيزها اگر دانيد ؟ - ايشان بعجز و قصور اقرار نمودند . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 32 ] قالُوا سُبْحانَكَ لا عِلْمَ لَنا إِلاَّ ما عَلَّمْتَنا إِنَّكَ أَنْتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ ( 32 ) گفتند : پاكى و منزّهى تو خداى راست ما را علمى نيست جز آنكه تو ما را آموختى از تسبيح و تهليل ، توئى آنخدائى كه عالمى و دانائى ترا سزد ، هر چه گويى و كنى از سر علم و حكمت باشد . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 33 ] قالَ يا آدَمُ أَنْبِئْهُمْ بِأَسْمائِهِمْ فَلَمَّا أَنْبَأَهُمْ بِأَسْمائِهِمْ قالَ أَ لَمْ أَقُلْ لَكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ أَعْلَمُ ما تُبْدُونَ وَ ما كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ ( 33 ) خداى تعالى فرشتگان را گفت : چون نميدانيد از آدم بپرسيد تا شما را خبر دهد